ناظم الاسلام كرمانى

313

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

روز دوشنبهء بيست و ششم ذى الحجة الحرام 1323 آقا سيد جمال با اين حالت روانهء قم شد دو شب در راه بود روز چهارشنبه ( 28 ) وارد قم شد علماء قم نهايت احترام و پذيرائى را دربارهء او بجا آوردند خصوصا جناب آقا سيد عبد اللّه مجتهد قمى كه بيش از ديگران با سيد همراه بود از طرف نير الدوله حاكم طهران هم تلگرافى در توصيه و احترام سيد به اعتضاد الدوله حاكم قم مخابره شد آقا سيد جمال در ايام عاشوراء جائى منبر نرفت و هركس هم از او دعوت نمود قبول نكرد و با احدى مراوده نداشت مگر با آقا ميرزا محمد خان لسان الممالك رئيس تلگرافخانهء قم كه مشار اليه نسبت به سيد همراه بود آن هم براى توصيه و سفارشى بود كه سرّا از طرف انجمن مخفى بمشار اليه شده بود از معاونت مالى و غيره دربارهء سيد دريغ نفرمود ( لسان الممالك در مهاجرت كبرى خدمات عمده بمشروطه نمود كه در جلد سوّم خواهد آمد ) . روز دوشنبهء نهم محرم سه تلگراف از طرف آقاى بهبهانى و عين الدوله صدر اعظم و نير الدوله حاكم طهران به سيد جمال مخابره شد و اذن معاودت بطهران را داده بودند دو روز ديگر هم سيد در قم مانده يك روز هم برحسب خواهش لسان الممالك منبر رفت و موعظه نمود . غروب روز جمعه سيزدهم سيد جمال الدين وارد زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم گرديد طلاب و تجار در خيال بودند كه سيد را با احترام وارد شهر طهران نمايند لكن بعضى از آقايان صلاح نديدند . صبح روز شنبه چهاردهم جناب آقا ميرزا محسن برادر آقاى صدر العلماء و جناب آقا ميرزا محمد صادق طباطبائى و يك دو نفر از تجار سيد جمال الدين را وارد به شهر نمودند در همان روز پس از ديدن آقاى طباطبائى و آقاى بهبهانى بهمراهى حاج شيخ مهدى سلطان المتكلمين رفتند نزد عين الدوله و در آن مجلس بشاهزاده عين الدوله گفت من معرفى خود را بشما ميكنم من طرفدار و پارتى احدى نيستم و كسى را خمايت نميكنم فقط غرض من تبديل سلطنت كنونى است بسلطنت قانونى اسلامى بعبارة اخرى مقصود من خدمت بدولت و ملت است منظور من قوام و استحكام دولت است و تا قوه دارم در اين كار مجاهده خواهم كرد و اميدوارم هيچ‌چيز مانع از اين مقصود من نخواهد بود عين الدوله هم آنچه قوه داشت در تخويف سيد كوتاهى ننمود بارى مبلغ هزار تومان كه تا امروز نزد سلطان المتكلمين بود به سيد جمال داده شد سيد هم ديگر محذورى نداشت قبول نمود و بر احترامات سيد افزوده گرديد و در بالاى منبر صريحا مطالبهء قانون و تشكيل عدالتخانه و اجراء دستخط شاه را مينمود و مردم را بهيجان ميآورد . در اواسط محرم كاغذى از عتبات عاليات رسيد كه آقا على اكبر بروجردى از طهران به آقايان نجف نوشته است كه اشخاصى كه رفته‌اند بزاويهء مقدسه و مطالبهء عدالتخانه مينمايند معدودى از طلاب ميباشند ربطى بحجج اسلاميهء طهران ندارد حجج اسلاميهء طهران اصلا و ابدا از شهر طهران خارج نشده و با عين الدوله نهايت دوستى را دارند و از عدالتخانه متنفر ميباشند و يقين دارند اگر عدالت در ايران جارى شود درب خانه‌هاى آقايان بسته خواهد شد على المذكور عين آن مكتوب را فرستادند خدمت آقاى طباطبائى كه فحص فرمايند آقا على اكبر بروجردى كيست و مقصودش چيست اين بود كه در شب 17 محرم 1324 شريف الواعظين قمى در تكيهء درخونگاه كه مجلس روضه و بانى مجلس آقاى